روستای ازناوه  
  ورود / عضویت
جمعه 1 آذر 1387  
منو اصلی

icon_home.gif صفحه اصلی

type.gif درباره روستای ازناوه
petitrond2.gif موقعیت روستا
petitrond2.gif قدمت و میراث فرهنگی
petitrond2.gif شیوه زندگی مردم
petitrond2.gif عمران و آبادانی
petitrond2.gif نقشه راهنماي روستا

icon_community.gif کاربران
favoritos.gif اخبار
icon_poll.gif ضمیمه ها
icon_members.gif اطلاعات
 
وضعیت کاربران
در حال حاضر 5 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .
 
جستجو


 
انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :

English Persian
 
پیامهای کوتاه

فقط عضوها اجازه ارسال پیام سریع دارند. لطفا وارد و یا ثبت نام کنید.
 
عکس تصادفی

 
تبليغات


 
به سایت روستای ازناوه خوش آمدید

بازدیدکننده محترم سایت شما نیز می توانید به طور مستقیم اطلاعات و اخبار و مطالب خودتان را وارد سایت نمائید:

قبل از هرکاری در ابتدا عضو سایت می شوید  چون در غیر اینصورت تنها می توانید ارسال خبر را داشته باشید و در تالار گفتگو نمی توانید مطلبی ارسال نمائید. برای ارسال اخبار از منوی کشوئی اخباردر سمت راست گزینه ارسال اخبار را انتخاب می کنید و یعد از تعیین عنوان خبر، متن خبر را وارد می نمائید و بعد از پیش نمایش ، آن را تائید می نمائید. برای ارسال مطالب در تالار گفتگوی(انجمن گفتگو) بخش مورد نظر را انتخاب بفرمائید مثلاً تاریخی و بعد بر روی دکمه newtopic(ارسال جدید) کلیک نمائید و بعد از انتخاب عنوان ،مطلب مورد نظرتان مطلب را وارد نمائید و در پایان دکمه ارسال را کلیک نمائید.خواهشنمدیم برای اخبار و مطالب خودتان حتماً عنوان مناسبی انتخاب نمائید.


عکسهای روستای ازناوه

منظره
منظره
یا حسین
یا حسین
اهالی روستا
اهالی روستا
غروب
غروب
گالری تصاویر

ok
عمومیnavaee می نویسد "

نقل ميکنند:

در آمريكا در انبار كالايي، كارگر بي سوادي كار مي كرد. او موظف بود تعداد كالاي داخل هر گوني را شمارش كرده و درصورت صحيح بودن مقدار آن، روي گوني بنويسد* All Correct* و چون اين كارگر بي سواد بود و طرز نوشتن اين كلمه را بلد نبود با استفاده از صداي اول كلمه ها، علامتي روي گوني ها مي گذاشت به اين صورت كه به جاي* All * از * O * و به جاي * Correct * از * K * استفاده مي كرد و به جاي كلمه ي* All Correct* روي گوني ها مي نوشت * O.K * استفاده از كلمه‌ي * O.K * به تدريج همه گير شده و امروزه مردم سراسر دنيا، اين اصطلاح را به خوبي مي شناسند و به كار مي برند.

"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : چهارشنبه، 13 شهریور، 1387 (25 مشاهده)
(ادامه متن ... | 976 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)
عبرتی نو
عمومیnavaee می نویسد "مرد هر روز دير سر کار حاضر مي شد، وقتي مي گفتند : چرا دير مي آيي؟
جواب مي داد: يک ساعت بيشتر مي خوابم تا انرژي زيادتري براي کار کردن داشته باشم، براي آن يک ساعت هم که پول نمي گيرم !
يک روز رئيس او را خواست و براي آخرين بار اخطار کرد که ديگر دير سر کار نيايد...
مرد هر وقت مطلب آماده براي تدريس نداشت به رئيس آموزشگاه زنگ مي زد تا شاگرد ها آن روز براي کلاس نيايند و وقتشان تلف نشود !
يک روز از پچ پچ هاي همکارانش فهميد ممکن است براي ترم بعد دعوت به کار نشود...
مرد هر زمان نمي توانست کار مشتري را با دقت و کيفيت ، در زماني که آنها مي خواهند تحويل دهد، سفارش را قبول نمي کرد و عذر مي خواست !
يک روز فهميد مشتريانش بسيار کمتر شده اند ...
مرد نشسته بود. دستي به موهاي بلند و کم پشتش مي کشيد . به فکر فرو رفت ... بايد کاري مي کرد. بايد خودش را اصلاح مي کرد !
ناگهان فکري به ذهنش رسيد. او مي توانست بازيگر باشد :
از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر مي شد، کلاسهايش را مرتب تشکيل مي داد، و همه ي سفارشات مشتريانش را قبول مي کرد!
او هر روز دو ساعت سر کار چرت مي زد!
وقتي براي تدريس آماده نبود در کلاس راه مي رفت، دستهايش را به هم مي ماليد و با اعتماد به نفس بالا مي گفت: خوب بچه ها درس جلسه ي قبل را مرور مي کنيم !!!
سفارش هاي مشتريانش را قبول مي کرد اما زمان تحويل بهانه هاي مختلفي مي آورد تا کار را ديرتر تحويل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاري رفته بود...
حالا رئيس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدير آموزشگاه راضي است که استاد کلاسش منظم شده و مشتريانش مثل روزهاي اول زياد شده اند!!!
اما او ديگر با خودش «صادق » نيست.
او الان يک بازيگر است.همانند بقيه !!!


"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : چهارشنبه، 13 شهریور، 1387 (23 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)
چای یا فنجان؟
عمومیnavaee می نویسد "

 

 گروهى از فارغ‌التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم‌هاى موفقى شده بودند، به اتفاق هم به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آن‌ها در مورد کار خود توضيح مي‌داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت مي کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان‌هاى جور واجور، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و چينى و يکبار مصرف بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آن‌ها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت‌ها از سر گرفته شد، استاد گفت: اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان‌هاى قشنگ و گران قيمت برداشته شده و فنجان‌هاى دم دستى و ارزان قيمت، داخل سينى برجاى مانده‌اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان مي‌خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملا طبيعى است، اما منشاء مشکلات و استرس‌هاى شما هم همين است. مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند.
چيزى که همه شما واقعا مي‌خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. اما شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان‌ها رفتيد و سپس به فنجان‌هاى يکديگر نگاه مي‌کرديد. زندگى هم مثل همين چاى است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان‌ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجاني که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى را مشخص مي‌کند و نه آن را تغيير مي‌دهد. اما ما گاهى با صرفا تمرکز بر روى فنجان، از چايي که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمي‌بريم.
خداوند چاى را به ما ارزاني داشته نه فنجان را. از چايتان لذت ببريد. خوشحال بودن البته به معني اينکه همه چيز عالى و کامل است، نيست . بلکه بدين معني است که شما تصميم گرفته‌ايد آن سوى عيب و نقص‌ها را هم ببينيد. در آرامش زندگى کنيد، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد



"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : چهارشنبه، 13 شهریور، 1387 (21 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)
حكايت پاره آجر
عمومیnavaee می نویسد "
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.

ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .

مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند .

پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.

"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".

مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!

خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.

اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.

اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

_________________

سربلند و پيروز باشيد"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : یکشنبه، 2 تیر، 1387 (56 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)
مانعي در مسير
عمومیnavaee می نویسد "

درس مهم-     مانعى در مسير



در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!
هر مانعى= فرصتى

"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : یکشنبه، 2 تیر، 1387 (58 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)
مجموع خبرها 57 (12 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 ]
اخبار روز


آخرین ارسالهای شما به تالار

انجمنهای روستای ازناوه
آخرين ارسالها

 درباره روستا
    تاریخی    عمرانی    فرهنگی    دانستنیها
 مطالب زیبا و خواندنی
    علمی فرهنگی هنری    هر آنچه شما دوست دارید

موضوعات  پاسخها   نویسنده   بازدید   آخرین ارسال 
 آنچه نیاز داریم(What we need) 2 admin 1134 kar1351 
 وظایف و اختیارات شورای اسلامی روستا 0 admin 791 admin 
 روشهای برنامه ریزی برای روستا 0 admin 915 admin 
 یه سلام گرم به همه اهالی روستای ازناوه(Greetings) 0 admin 860 admin 
 درباره روستای ازناوه 0 admin 728 admin 
 کارگردان پینوکیو درگذشت 0 hamid 877 hamid 
 24 ساعت دست اول( 24brand- new hours) 0 abbasi 812 abbasi 
 (Japanese proverb) ضرب المثل ژاپني 0 abbasi 823 abbasi 
 (Swedish Proverb)ضرب المثل سوئدي 0 abbasi 1029 abbasi 
 دعا 0 admin 729 admin 
موضوعات:10 | ارسالها: 12 | بازدیدها: 8698 | پاسخها: 2 | کاربران:  107
[ تالار گفتمان ]   [ جستجو ]

نگهبان سايت

You have been warned!
We have caught 191 shameful hackers.

NukeSentinel(tm) 2.5.03

آمار سایت
 صبح بخير كاربر مهمان!
عضويت در سايت
كلمه عبور را فراموش كرده ام

 
كاربران سايت:
آخرين: drsxry
در انتظار: 0
امروز: 0
ديروز: 0
مجموع: 107

كل بازديدها:
امروز: 150
ديروز: 447
مجموع: 162,210

ميانگين بازديدها:
هر ساعت: 11
روزانه: 222
هر ماه: 6,758
هر سال: 81,101

كاربران حاضر در سايت:
بيشترين حضور: 173
مهمان: 5
عضو: 0
مجموع: 5

Created By HamedSoft
 
نظرسنجی
امکانات سایت چطور است؟

معمولی
متوسط
خوب
عالی



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 50
نظرات : 1
 
ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .
 
ورود مشتریان تبلیغاتی
نام کاربری:
کلمه عبور:
 
لینک به سایت
لینک به سایت
روستای ازناوه


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

مشهد اردهال


رحق


روستای نشلج


ساقور


ارمك


 

PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke 3.3 © 2005-2007 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 1.47 ثانیه

:: INP-Nuke Theme by: SAQUR ::