<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

<channel>
<title>روستای ازناوه</title>
<link>http://www.eznaveh.com</link>
<description>Your slogan here</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>webmaster@yoursite.com</dc:creator>
<dc:date>2008-11-21T07:30:25+03:30</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>2008-11-21T07:30:25+03:30</sy:updateBase>

<language>fa-IR</language>

<item>
<title>ok</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=58</link>
<description><![CDATA[<p>نقل ميکنند: </p>
<p>در آمريكا در انبار كالايي، كارگر بي سوادي كار مي كرد. او موظف بود تعداد كالاي داخل هر گوني را شمارش كرده و درصورت صحيح بودن مقدار آن، روي گوني بنويسد* All Correct* و چون اين كارگر بي سواد بود و طرز نوشتن اين كلمه را بلد نبود با استفاده از صداي اول كلمه ها، علامتي روي گوني ها مي گذاشت به اين صورت كه به جاي* All * از * O * و به جاي * Correct * از * K * استفاده مي كرد و به جاي كلمه ي* All Correct* روي گوني ها مي نوشت * O.K * استفاده از كلمه&#8204;ي * O.K * به تدريج همه گير شده و امروزه مردم سراسر دنيا، اين اصطلاح را به خوبي مي شناسند و به كار مي برند. </p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">58@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-09-03T11:33:17+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by navaee</dc:creator>
</item>

<item>
<title>عبرتی نو</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=57</link>
<description><![CDATA[مرد هر روز دير سر کار حاضر مي شد، وقتي مي گفتند : چرا دير مي آيي؟ <br />
جواب مي داد: يک ساعت بيشتر مي خوابم تا انرژي زيادتري براي کار کردن داشته باشم، براي آن يک ساعت هم که پول نمي گيرم ! <br />
يک روز رئيس او را خواست و براي آخرين بار اخطار کرد که ديگر دير سر کار نيايد... <br />
مرد هر وقت مطلب آماده براي تدريس نداشت به رئيس آموزشگاه زنگ مي زد تا شاگرد ها آن روز براي کلاس نيايند و وقتشان تلف نشود ! <br />
يک روز از پچ پچ هاي همکارانش فهميد ممکن است براي ترم بعد دعوت به کار نشود... <br />
مرد هر زمان نمي توانست کار مشتري را با دقت و کيفيت ، در زماني که آنها مي خواهند تحويل دهد، سفارش را قبول نمي کرد و عذر مي خواست ! <br />
يک روز فهميد مشتريانش بسيار کمتر شده اند ... <br />
مرد نشسته بود. دستي به موهاي بلند و کم پشتش مي کشيد . به فکر فرو رفت ... بايد کاري مي کرد. بايد خودش را اصلاح مي کرد ! <br />
ناگهان فکري به ذهنش رسيد. او مي توانست بازيگر باشد : <br />
از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر مي شد، کلاسهايش را مرتب تشکيل مي داد، و همه ي سفارشات مشتريانش را قبول مي کرد! <br />
او هر روز دو ساعت سر کار چرت مي زد! <br />
وقتي براي تدريس آماده نبود در کلاس راه مي رفت، دستهايش را به هم مي ماليد و با اعتماد به نفس بالا مي گفت: خوب بچه ها درس جلسه ي قبل را مرور مي کنيم !!! <br />
سفارش هاي مشتريانش را قبول مي کرد اما زمان تحويل بهانه هاي مختلفي مي آورد تا کار را ديرتر تحويل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاري رفته بود... <br />
حالا رئيس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدير آموزشگاه راضي است که استاد کلاسش منظم شده و مشتريانش مثل روزهاي اول زياد شده اند!!! <br />
اما او ديگر با خودش &#171;صادق &#187; نيست. <br />
او الان يک بازيگر است.همانند بقيه !!! <br />
<br />
<br />]]></description>
<guid isPermaLink="false">57@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-09-03T11:25:45+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by navaee</dc:creator>
</item>

<item>
<title>چای یا فنجان؟</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=56</link>
<description><![CDATA[<p>&#160;</p>
<p align="justify"><font face="&#34;Tahoma&#34;" color="#003330"><font size="+0"><span>&#160;</span></font></font>گروهى از فارغ&#8204;التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم&#8204;هاى موفقى شده بودند، به اتفاق هم به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آن&#8204;ها در مورد کار خود توضيح مي&#8204;داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت مي کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان&#8204;هاى جور واجور، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و چينى و يکبار مصرف بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آن&#8204;ها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند. <br />
پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت&#8204;ها از سر گرفته شد، استاد گفت: اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان&#8204;هاى قشنگ و گران قيمت برداشته شده و فنجان&#8204;هاى دم دستى و ارزان قيمت، داخل سينى برجاى مانده&#8204;اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان مي&#8204;خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملا طبيعى است، اما منشاء مشکلات و استرس&#8204;هاى شما هم همين است. مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند. <br />
چيزى که همه شما واقعا مي&#8204;خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. اما شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان&#8204;ها رفتيد و سپس به فنجان&#8204;هاى يکديگر نگاه مي&#8204;کرديد. زندگى هم مثل همين چاى است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان&#8204;ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجاني که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى را مشخص مي&#8204;کند و نه آن را تغيير مي&#8204;دهد. اما ما گاهى با صرفا تمرکز بر روى فنجان، از چايي که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمي&#8204;بريم. <br />
خداوند چاى را به ما ارزاني داشته نه فنجان را. از چايتان لذت ببريد. خوشحال بودن البته به معني اينکه همه چيز عالى و کامل است، نيست . بلکه بدين معني است که شما تصميم گرفته&#8204;ايد آن سوى عيب و نقص&#8204;ها را هم ببينيد. در آرامش زندگى کنيد، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد <br />
<br />
<br />
<br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">56@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-09-03T11:21:35+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by navaee</dc:creator>
</item>

<item>
<title>حكايت    پاره آجر</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=55</link>
<description><![CDATA[<br />
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. <br />
<br />
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . <br />
<br />
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند . <br />
<br />
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. <br />
پسرك گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. <br />
<br />
&#34;براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم &#34;. <br />
<br />
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد .... <br />
<br />
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! <br />
<br />
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. <br />
<br />
اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. <br />
<br />
اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه! <br />
<br />
_________________ <br />
<br />
سربلند و پيروز باشيد]]></description>
<guid isPermaLink="false">55@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-06-22T21:12:17+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by navaee</dc:creator>
</item>

<item>
<title>مانعي در مسير</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=54</link>
<description><![CDATA[<p><strong>درس مهم-&#160;&#160;&#160; &#160;مانعى در مسير <br />
</strong><br />
<br />
<br />
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه&#8204;اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می&#8204;دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه&#8204;هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن&#8204;ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند. <br />
<br />
سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه&#8204;اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن&#8204;ها و عرق ريختن&#8204;هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن&#8204;ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه&#8204;اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه&#8204;هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه&#8204;ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می&#8204;دانست که بسيارى از ما نمی&#8204;دانيم! <br />
<strong>هر مانعى= فرصتى</strong> <br />
<br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">54@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-06-22T21:10:14+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by navaee</dc:creator>
</item>

<item>
<title></title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=53</link>
<description><![CDATA[<strong><span><font color="#0000ff" size="2">سخن بزرگان:<br />
</font></span></strong>
<p align="center"><img style="WIDTH: 136px; HEIGHT: 184px" height="284" alt="" width="288" src="http://www.breadonthewaters.com/add/0898_Jesus_sheep_christian_clipart.jpg" /></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>خوشا به حال آنان که نیاز خود را به خدا احساس می کنند، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است. </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>خوشا به حال آنان که مهربان و با گذشت اند، زیرا از دیگران گذشت خواهند دید. </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>خوشا به حال پاکدلان ، زیرا خدا را خواهند دید. </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>گمان مبرید که آمده ام تا تورات موسی و نوشته های سایر انبیاء را منسوخ کنم ؛ من آمده ام آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم.&#160; هر که احکام خدا را اطاعت نماید و دیگران را نیز تشویق به اطاعت کند، در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود. </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>&#160;او (خدا)&#160;آفتاب خود را بر همه می تاباند؛ چه بر خوبان، چه بر بدان، باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند. </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>از کسی ایراد نگیرید تا از شما نیز ایراد نگیرند. زیرا هر طور که با دیگران رفتار کنید، همانگونه با شما رفتار خواهند کرد. چرا پر کاه را در چشم برادرت می بینی، اما تیر چوب را در چشم خودت نمی بینی؟ چگونه جرأت می کنی بگویی : اجازه بده پر کاه را از چشمت در آورم ، در حالی که خودت چوبی در چشم داری؟ </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>بخواهید تا به شما داده شود، بجویید تا بیابید، در بزنید تا به روی شما باز شود، زیرا هر که چیزی بخواهد، به دست خواهد آورد، و هر که بجوید ، خواهد یافت . کافی است در بزنید که در به رویتان باز می شود. </strong></font></span></p>
<p align="center"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><font size="2"><strong>آنچه می خواهید دیگران برای شما بکنند، شما همان را برای آنها بکنید</strong></font></span></p>
<p align="center"><font color="#ff00ff" size="2"><span style="FONT-SIZE: 14pt"><strong>حضرت عيسی (ع)</strong></span></font></p>
<p align="center"><br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">53@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-06-22T21:07:55+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by monerh</dc:creator>
</item>

<item>
<title>اراضی گلجه زار گل خشک مرغوب تر یا ساختمانها </title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=52</link>
<description><![CDATA[<font color="#000f00"><u>&#160;</u></font><br />
<br />
<font color="#000000">مدتی است که بین خاندان... ودهیاری روستا&#160; کشمکش زمینهای گل خشک است دوستان گفتند که حتی یک قواره<br />
<br />
&#160;200 متری هم در حال فروش بوده با قیمت 30000000میلیون تومان که گویا به فروش نرفته .<br />
<br />
حالا که فکر می کنم وحساب می کنم حتی زمینهای بایر ازناوه هم از منطقه جمیرا ویلیج دبی&#160; گرون تر شده به همین خاطر به<br />
<br />
&#160;یکی از مشاورین املاک تو دبی زنگ زدم&#160; .<br />
<br />
<br />
وقتی با آقای...&#160; (قابل توجه ،ازناوه ای نیست وربطی هم به ازناوه ای ها نداره) صحبت کردم واقعا به این نتیجه رسیدم که<br />
<br />
&#160;اسکورت سیتی، جمیرا ویلج رو ولکن بچسب به ازناوه شاید با این اوصاف و سیاستهای&#160;.... تا چند سال<br />
<br />
&#160;دیگه ازناوه شد یکی از مناطق ازاد که ریس جمهور قولش رو داده .خدارو چه دیدی .<br />
<br />
خوب راستی حال نفهمیدیم زمینها موضوش چی شد&#160; آیا فروشی هست یا برای خاندان ....هست. <br />
<br />
<br />
<br />
</font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">52@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-05-31T21:02:41+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by monerh</dc:creator>
</item>

<item>
<title></title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=51</link>
<description><![CDATA[<p align="right"><strong><font color="#003300">کوتاه ولی عمیق <br />
</font></strong><br />
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است ... <br />
<br />
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما... <br />
<br />
سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد... <br />
<br />
اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید... <br />
<br />
افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند... <br />
<br />
پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر... <br />
<br />
كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه .......<font color="#ff0000"><strong><u>ادامه دارد</u></strong></font><br />
<br />
<br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">51@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-04-23T16:53:47+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by </dc:creator>
</item>

<item>
<title>سيب زميني، منبع انرژي براي رژيمي ها</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=50</link>
<description><![CDATA[<span>&#160; <br />
</span>
<p><strong><font face="&#34;Nazanin&#34;" color="#ff0000" size="5">سيب زميني، منبع انرژي براي رژيمي ها</font></strong></p>
<p><span>از زماني كه سر والتر رالي در قرن شانزدهم براي اولين&#160;بار تعدادي چشم&#160; سيب&#160;زميني را كه گياهي بومي آمريكاي جنوبي بود، در مزرعه خود در ايرلند كاشت ۲۰۰ سال طول كشيد تا سيب&#160;زميني توسط عموم مردم به عنوان گياهي خوراكي پذيرفته شود. </span></p>
<p>&#160;<span>در انگليس اغلب مردم به دليل نزديكي آن با خانواده گياهان سمي نسبت به خوراكي بودن اين گياه مظنون بودند. البته قسمت&#160;هاي سبز سيب&#160;زميني واقعاً سمي و حاوي مواد مخدر است، همچنين چشم&#160;&#160;&#160;هاي سيب&#160;زميني كه سبز شده باشند....</span></p>
<p>&#160;</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">50@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-04-23T16:49:53+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by monerh</dc:creator>
</item>

<item>
<title>دیدار سرتیپ آراسته  از خانواده شهید خادمی</title>
<link>http://www.eznaveh.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=49</link>
<description><![CDATA[<div>در روز جمعه 23 فروردین همزمان باسالروز شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی وروز ارتش فرماندهی پایگاه شهید کبریایی آران وبیدگل به همراه سرتیپ آراسته مشاور مقام معظم رهبری وجانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش ومسولین بنیاد شهید کاشان دیداری باخانواده شهید خادمی داشتند در این مراسم که سرلشگر سید علی ذاکری (فرمانده 21لشگرحمزه )حضور داشتند با ذکر فاتحه وصلوات یاد شهیدرا گرامی داشته&#160; ودو دوست قدیمی امیر آراسته وسرلشگر ذاکری به یادآوری خاطرات جنگ وجبهه پرداختند .بعد از مراسم دیدار امیر به مسجد صفاری برای ایراد سخنرانی رفتند وبعداز سخنرانی واقامه نماز مغرب وعشا به مجمع روح ا... کاشان رفتند.</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">49@http://www.eznaveh.com</guid>
<dc:subject>عمومی</dc:subject>
<dc:date>2008-04-23T16:45:27+03:30</dc:date>
<dc:creator>Posted by monerh</dc:creator>
</item>

</channel>
</rss>
